تبليغاتX
تافته جدا بافته - آینه عشق

تافته جدا بافته

آینه عشق

بعد از این ای دوست با خوی تو عادت می کنم

بعد از این شب را بباغ عشق دعوت می کنم

هرچه دارم-هرچه دارم می گذارم مثل نانی با تو قسمت می کنم

می گذارم شب بماند گر تو شب را خواستی می روم با کاروان صبح صحبت می کنم

رشوه خواهم داد خورشید طلایی را

با فریبی کهنه در حرفم سماجت می کنم

بعد از این صدای آرزو را در خود می کشم

یعنی ای همراه حالت را رعایت می کنم

مثل آینه است عشق ما - بعد از این

در حفظ این آینه دقت می کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 مهر1384ساعت 8:18 قبل از ظهر  توسط سهيل  |