نمی توانم بنویسم
نمی توانم بنویسم...
من در صدای خسته ات زندگی را تنفس کردم.
صدایم کن
که می خواهم رها کنم مهتاب احساس را در مخمل سیاه صدایت
این لب های خاموشی چه تنهایند
پر از حرفم .پر از واژه .تهی از گفتن
+ نوشته شده در یکشنبه 21 اسفند1384ساعت 3:42 قبل از ظهر  توسط سهيل
|
