تبليغاتX
تافته جدا بافته

تافته جدا بافته

آیا میدانی؟؟؟؟

آیا میدانی هنگامی که به کسی غبطه می خوری از آن روست که دوستش داری؟

آیا میدانی کسانی که تمام زندگی خود را وقف حمایت از دیگران می کنند خود نیازمند کسی هستند که حمایتشان کند؟

آیا میدانی بر زبان آوردن سه جمله زیر بسیار دشوار است : از صمیم قلب عاشقت هستم . متاسفم و مرا یاری کن. کسانی که این جملات را بر زبان جاری می کنند نیازمند یاری شما هستندو نیز اخساس تاسف یا عشق می کنند همواره آنها را گرامی بدارید چرا که شهامت این را داشته اند و در عمل چنین هستند.

آیا میدانی کسانی که خود را مشغول بر قراری و حفظ ارتباط با دیگران می کنند یا همواره دست یاری دیگران را می فشارند نیازمندند تا شما نیز با آنها ارتباط بر قرار کرده و در کشاکش درد یاریشان کنید؟

آیا میدانی کسانی که لباس قرمز به تن می کنند بیش از دیگران اعتماد به نفس دارند؟

آیا میدانی کسانی که لباس زرد به تن می کنند زیبایی خودشان را می ستایند؟

آیا میدانی کسانی که لباس مشکی به تن می کنند دوست دترند که جلب توجه نکنند ؟

آیا میدانی که کسانی که بیش از همه نیاز مندتان هستند هیچگاه آن را با تو در میان نمی گذارند؟

آیا میدانی بر روی کاغذ آوردن احساسات آسانتر از بیان رودر روی آنهاست؟ اما آیا میدانی بیان رودر روی احساسات از ارزشی دوچندان برخوردار است؟

آیا میدانی آن زمان که بیان جمله ای یا انجام عملی دشوار تر است انجام آن جمله یا عمل بسیار بالا تر از آن چیزی است که میتوانی با پول بخری؟

آیا میدانی که خود در تحقق بخشیدن به رویاهایت توانا هستی؟ رویاهایی همچون عاشق شدن ثروتمند شدن دستیابی به یلامت کاملاگر و تنها اگر به تحققشان ایمان کامل داری اگر حقیقتا از این اصل آگاه بودی از این که چه گارهایی را می توتنستی انجام بدی سخت متحیر میگشتی!

اما همه آنچه را که گفتم باور نداشته باش تا آنکه خودت دست به کار شده و به جد تلاش کنی.

اگر قرار باشد که دنیا ظرف ۲۴ ساعت آینده به پایان برسد تمام خطوط تلفن تالارهلی گفتگو اشغال می شوند  و همه شاهد پیام هایی از این قبیل خواهیم بود " از اینکه تورا آزردم سخت پشیمانم "  " مرا ببخش " " تو را عاشقانه می پرستم " " مراقب خودت باش " و گاهی اوقات در خلال پیامها جمله ای بس تکان دهنده به چشم می خورد : " همواره به تو عشق می ورزیدم ولی آن را با تو در میان نگذاشتم " !!!!!

امروز که گوی عشق و محبت در زمین تو قرار دارد آن را تقدیم کسانی کن که دوستان راستین تو هستند شاید دیگر فردایی نباشد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1384ساعت 11:59 بعد از ظهر  توسط سهيل  | 

...!

روزگار مربی سختگیریه

 

سختگیر در درس زندگی

 

شاگردهای زرنگ در درس زندگی می باختند

 

یه مدت شاگرد روزگار شدم

 

میدونستم که اگه زرنگ باشم می بازم ، مثل بقیه

 

میخواستم برنده باشم

 

شاگردی تنبل شدم

 

نمره های بیست از روزگار توی درس زندگیم گرفتم

 

درس زندگی رو پشت سر گذاشتم

 

دیگه همه چی تموم شد ، ولی من باخته بودم !!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آبان1384ساعت 3:2 بعد از ظهر  توسط سهيل  | 

آرزو...

 

بچه که بودم آرزو داشتم بزرگ بشم

بزرگ شدم

بزرگ که شدم آرزوم این بود که ای کاش خیلی چیزها رو نمی فهمیدم

دلم میخواست که بچه می موندم تا نفهمم دنیای بزرگترا رو

آرزوم محال بود

یاد گرفتم که یه چیزی هست که محال رو هم ممکن میکنه و اون عشقه

عاشق شدم

الان به آرزوم رسیدم ، دیگه خیلی چیزها رو نمی فهمم ،  ولی بچه نیستم !

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آبان1384ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط سهيل  | 

مشق عشق

بر دریچه قلبم نوشتم اینجا خانه توست. جایی که خانه توست سرای هیچکس نیست.

بر دریچه قلبم نوشتم : ورود هرکس جز تو ممنوع.

به چشمانم آموختم چگونه بنگرد هر آندم که در مشغله نگاهها سر گردانند.

به چشمانم درس پاکی و صداقت را یاد آور شدم هر آندم که در دریای نگاهها ناپاکی و دروغ موج می زند به چشمانم آموختم در زاویه دید هیچکس جز تو نباشد هر آندم که ما بین هزاران چشم اند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آبان1384ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط سهيل  | 

خواب یا بیداری... ؟

به خواب رفتم *** در خواب دیدم که زنده ام *** از خواب بیدار شدم و دیدم که مرده ام *** کدام را باور کنم ؟ مرگم را یا زنده بودنم را ؟!
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آبان1384ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط سهيل  |